مادر جونم عاشق شده

مهری و پدرش کمال مستأجر جعفر هستند. رضا، پسر جعفر، که با مادرش سکینه زندگی می کند، به مهری علاقمند است. جعفر آدم شرور و خسیسی است و مستأجرهایش را می رنجاند، و کریم و دخترش را به دلیل پس افتادن بهای اجاره از خانه اش می راند. رضا به دنبال مهری می گردد؛ اما او را نمی یابد. مهری ناچار می شود به کمک پدرش در کاباره جلال کار کند؛ اما جلال که قصد سوء استفاده از او را دارد خانه ای برای او و پدرش تهیه می کند و مانع کار مهری در کاباره می شود. مدتی بعد جعفر می میرد و رضا از مستأجرها دلجویی می کند. رضا مهری را پیدا می کند و به کمک دوستش ماشاالله او را از چنگ جلال می رهاند.
← لطفاً ثبت‌نام کنید یا واردشوید و نظر خود را اضافه کنید.