از اینستاگرام مانا نیستانی
«جورجیو واشوگانی» یک ایتالیایی مقیم رم در قرون وسطای تاریک و مرگبار اروپاست.

کلیسا برای چند سده مال و جان و زندگی مردم را به گرو گرفته، هزاران هزار نفر را به جرم مخالفت، آزاداندیشی و علم‌باوری در دادگاه‌های تفتیش عقاید شکنجه کرده و در آتش سوزانده است. مراسم ملحدسوزانی سال‌هاست که هر شب در میدان اصلی شهر رم برگزار می‌شود.

مدتی است صدای شهروندان درآمده، خشم‌شان از این وضعیت ظالمانه، فقر و تبعیض جمع شده و عزم را جزم کرده‌اند تا کشیش‌ها را از قدرت پایین بکشند، به حساب تک‌تک‌شان برسند و به استیلای کلیسا پایان دهند. کلیسا هم فهمیده که این تو بمیری از آن تو بمیری‌ها نیست و دیگر داغ و درفش فایده ندارد و عنقریب است که در همان آتشی که برپا کرده‌اند سوزانده شوند. این است که تغییر رویه محسوسی در برنامه‌های خود در پیش گرفته است.

در تحولات تازه کلیسای رم، «جورجیو واشوگانی» نقش مهمی بر عهده دارد: اگر تا دیروز «کاردینال آلبرتینی» عبوس و عزرائیل‌صفت و سیاهپوش نماد حکومت کلیسا بود و در میدان شهر مراسم ملحدسوزانی را اجرا می‌کرد و پیش از سوزاندن آدم بیچاره‌ای که حاضر نشده بود بپذیرد زمین تخت است، خطبه‌ای ترسناک و تهدیدآمیز تلاوت می‌کرد، امروز او دیگر کنار رفته و جایش را داده به جورجیو.

جورجیو همیشه لبخند می‌زند، با لحن نسل جن زی ایتالیا حرف می‌زند، لباس‌های رنگی و باحال می‌پوشد، همسری دارد که با پوشاک زنانی که به جرم پوشیدن همان لباس‌ها، جادوگر تشخیص داده و سوزانده شده‌اند، کنارش می‌ایستد و لبخندی گشاد می‌زند. دیگر به جای کاردینال آلبرتینی، جورجیو و همسرش شب‌ها در میدان اصلی رم برنامه‌ای شاد و امروزی برای مردم اجرا می‌کنند.

جورجیو جوک‌های جنسی تعریف می‌کند، از مشکلات و ناکارآمدی‌های سیستم می‌گوید تا دل مردم خنک شود، روی دستانش راه می‌رود، قِر می‌دهد، می‌گوزد، استریپ‌تیز می‌کند، از چهره‌های سابقاً تکفیرشده توسط کلیسا دعوت می‌کند که بیایند کنارش بایستند و از مصایب گذشته بگویند و البته آخرش با این گفتار مهمان و تأکید جورجیو و همسر خندانش این بخش برنامه به پایان می‌رسد: (بقیه در اسلاید شو یا کامنت ها)
← لطفاً ثبت‌نام کنید یا واردشوید و نظر خود را اضافه کنید.