کمربند زرین

یک قهرمان کشتی شیفته ی دختر مدیر یکی از باشگاه هاست. پدر دختر نیز در نظر دارد سهم شریک طمع کار خود را تصاحب کند و به همین جهت شرط ازدواج با دخترش را پیروزی در مسابقه ای قرار می دهد که قرار است به عنوان مسابقه ی بزرگ سال برگزار شود. صاحب باشگاه با شریکش در این مورد شرط بندی می کند. جوان حریف خود را شکست داده و با دختر دلخواهش ازدواج می کند.
← لطفاً ثبت‌نام کنید یا واردشوید و نظر خود را اضافه کنید.