پسر زاینده رود

مردی ناگهان همسر و فرزند خردسالش را از خود می راند. پس از ماجراهایی مادر نیز از فرزندش دور می افتد. کودک خردسال به وسیله ی مرد زارعی نگهداری می شود و مادر تصادفاً معلمه ی مدرسه ی همان دهکده ای می شود که فرزندش در آنجا تحصیل می کند و بدین تربیب او را باز می یابد. سال ها بعد مرد به فکر پیدا کردن همسر و فرزندش می افتد و با رفتن به دهکده همسر خود را شناخته و پسرش را به دست می آورد و بدین تربیب زندگی تازه ای را با خانواده اش آغاز می کند.
← لطفاً ثبت‌نام کنید یا واردشوید و نظر خود را اضافه کنید.