مردی از اصفهان

جوان کارگری برای شکایت از سرپرست کارخانه ای که در آن کار می کند از اصفهان به تهران آمده و به خانه ی صاحب کارخانه می رود. دختر صاحب کارخانه که با نامزدش اختلاف پیدا کرده، او را به عنوان نامزد جدید خود معرفی می کند. نامزد قبلی دختر نیز به تلافی این کار دختر، با دختر دیگری قرار ازدواج می گذارد. در این حال جوان کارگر توطئه ای را علیه دختر مرد ثروتمند کشف می کند و با فداکاری او را نجات می دهد و پدر دختر موافقت می کند که با دخترش ازدواج کند.
← لطفاً ثبت‌نام کنید یا واردشوید و نظر خود را اضافه کنید.