ده سایه خطرناک

گرگین برای تصاحب ثروت عمویش در صدد قتل عمو و دختر عمویش سپیده برمی آید. بهرام، پسرخاله و نامزد سپیده، از او مراقبت می کند، و توطئه های گرگین و دوستش محسن را خنثی می کند. بالاخره آنها موفق می شوند پدر سپیده را به قتل برسانند، و خود دختر فلج می شود. پزشکان بر این عقیده اند که بر اثر یک شوک ممکن است دختر سلامت خود را بازیابد. از آن پس دختر گرفتار وهم و هراسی می شود که بهرام با همکاری پدر و مادرش برای او ایجاد می کنند. روزی سپیده با جسد پدر بهرام مواجه می شود. همان موقع گرگین و محسن سر می رسند و در لحظه ای که قصد جان سپیده را دارند با واکنش پدر بهرام و بعد خود بهرام مواجه می شود. در نتیجه ی وقوع این حادثه، که جان سپیده را به خطر می اندازد، او سلامت خود را بازمی یابد و متوجه می شود که نامزدش به دلیل علاقه ای که به او داشته با همکاری والدینش با صحنه سازی او را دچار اوهام کرده تا با ایجاد شوک سلامتی اش را بازیابد. در‌ آخرین لحظه گرگین سپیده را می رباید و بهرام و پلیس به تعقیب او می پردازند. گرگین کشته می شود و سپیده و بهرام می روند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند.
← لطفاً ثبت‌نام کنید یا واردشوید و نظر خود را اضافه کنید.