خوشگل خوشگلا

راننده ی یک تاکسی یک روز اتفاقی با دوستی از زمان خدمت وظیفه اش روبرو می شود. دوستش مشکلی دارد، او باید به اتفاق دو برادر دیگرش به خواستگاری سه دختر از یک خانواده ی متمول بروند ولی اکنون یکی از برادرها در دسترس نیست. به همین علت از راننده ی تاکسی تقاضا می کند که نقش یکی از برادرها را بازی کند، با این شرط که به هیچ یک از دخترهای صاحبخانه کاری نداشته باشد. غافل از اینکه دختر بزرگ خانواده برای سنجش میزان علاقه خواستگارش به لباس مستخدمه درآمده است. نتیجه ی این ملاقات و برخوردهای بعدی علیرغم همه ی فراز و نشیب ها ازدواج راننده ی تاکسی و دختر بزرگ خانواده است.
← لطفاً ثبت‌نام کنید یا واردشوید و نظر خود را اضافه کنید.