قاصد بهشت

«میرزا مظفر» در بازار تاجر معتبر و سرشناسی است ولی ناگهان همه چیز بهم می خورد و پس از مدت کوتاهی ورشکسته می شود. مسبب این امر مردی حیله گر و قاچاقچی است که دل در گرو عشق دختر زیبای مظفر دارد، در حالی که دختر به جوان نقاشی عشق می ورزد. پس از ماجراهای متعددی سرانجام مرد قاچاقچی رسوا می شود، میرزا مظفر کارش دوباره رونق می گیرد و دخترش با جوان نقاش ازدواج می کند.
← لطفاً ثبت‌نام کنید یا واردشوید و نظر خود را اضافه کنید.